تبلیغات
amigames - Assassin's Creed 2 and 1 Review
سه شنبه 31 فروردین 1389  08:43 ب.ظ
نوع مطلب: (نقدبازی ،) توسط: ami

عقیده فداییون یکی از سری بازی های معروف شرکت Ubi در کنار بازی هایی مثل Prince of Persia و Splinter Cell است که اکثر بازیکن ها با شنیدن اسمش ذوق زده میشند و همه قشر های Gamer ازش راضی هستند.بعد از تموم شدن سری بازی های شاهزاده ایرانی فرصت بیشتری برای تیم ubi Montreal پیش اومد تا تجربیاتی که از سری بازی های قبل به دست آورده رو جمع کنه و اون ها رو بهبود ببخشه و همه این ها توی یک بازی جدید به نمایش بگذاره و اون بازی Assassin’s Creed نام داشت.از نقاط مثبت  بازی کار زیاد بر روی محیط Sandbox و جزئیات زیاد,صدا گذاری خوب  و از نکات منفی برخی Glitch ها را می توان نام برد


این بار بازی به صورت چند زمانه صورت میگیره موضوع اصلی مربوط به نبرد بین Assassin ها و Templar ها از قرن 6 تا کنون میشه.ابتدا داستان بازی به سال 2012 میلادی میره و شما رو با شخصیتی به نام Desmond Miles آشنا میکنه که یک متصدی بار بوده که توسط یک شرکت دارویی به اسم Abstergo ربوده میشه تا از وی در آزمایشات Animus استفاده بشه.Animus دستگاهی است که میتونه حافظه اجداد افراد رو توسط حافظه ژنتیکی باقی مانده در DNA فرد نشون بده. دسموند در دستگاه Animus قرار میگیره و حافظه جد بزرگش نمایش داده میشه و Altair شخصیت اصلی نسخه اول برای اولین بار در بازی ظاهر میشه.

 Altair فرزند پدری مسلمان و مادری مسیحی بود و از همان ابتدا در فرقه خوش درخشید و به درجات بالایی رسید. در ابتدای حافظه نشون داده میشه که Altair در ابتدا به دنبال شی به نام Piece of Eden در معبد سلیمان میگرده و در این حین با Robert de Sablé رئیس اعظم templar ها روبرو میشه.و برای کشتن وی سه قانون مهم فرقه خودش رو همون دقایق اول بازی زیر پا میزاره.این سه قانون به شرح زیر هستند:
1.تیغ خود را ازبی گناه دور کن
2.در جایی با دید واضح پنهان شوید( منظور با احتیاط و خرد عمل کردن است )
3.با فرقه برادران مصالحه مکن همچنین Assassin ها یا همان Hashashin ها از قانون معروف حسن صباح که پایه گذار این فرقه گذشته بود پیروی می کردندو آن این بود که: هیچ چیز قطعی نیست و همه چیز ممکن است
در پی این شکست و با بازگشت به مقر خود در مصباف Altair با خشم رئیس فرقه و استادش Almoalim مواجه شد.وی Altair را خلع درجه کرد و به وی فرصت دوباره داد.9جان در برابر زندگی Altair.او باید 9 نفر از سران سرزمین مقدس در اورشلیم , عکا و دمشق را به قتل می رساند تا دوباره مقام خود را در فرقه به دست آورد.این افراد هر کدام بر اساس شخصیت های واقعی در آن زمان بودند مثل مجد الدین بهاء الدین ابن شداد , ابن جبیر, Garnier de Nablus و...
Altair شروع به اجرای ماموریتش کرد و با کشتن هر یک از سران با اعتراف لحظه مرگشان ( سیستم روتین بازی ) از ارتباط آن ها با روند داستان و روبرت و Templars آشنا می شد و در انتها از نقشه آن ها که استفاده از Piece of Eden برای تسخیر ذهن مردم و گرفتن اراده آن ها برای ساخت صلح ساختگی بود با خبر شد.و  در انتها از نقشه  نهایی روبرت که متحد کردن دو نیروی مسیحی و مسلمان برای شکست Assassin ها بود نیز با خبر شد و در شهر Arsuf و با حضور ریچارد شیر دل در نبرد تن به تن روبرت رو شکست داد..روبرت با آخرین نفس هایش سر منشا این نقشه ها را معرفی کرد و او استاد Altair یعنی المعلم بود.المعلم که خود یک Templar بود از Altair برای کشتن بقیه سران که از Piece of Eden خبر داشتند استفاده کرد تا خودش به تنهایی این قدرت را به دست بگیرد.Altair به مقر فرقه بازگشت تا با استادش روبرو شود.المعلم در بر خوردش با Altair به وی می گوید که هدف وی استفاده از تکه Eden برای تصرف ذهن بشریت و ایجاد صلح هست.Altair که مخالف سلب اراده بود به نبرد با او پرداخت و در پایان موفق به شکست استاد خود و پیش افتادن از وی شد.المعلم  با نفس های آخرش شگفت زده از شکست به دست شاگردش به Altair گفت که او نمی تواند خودش را راضی کند تا Piece of Eden را نابود کند و او راست هم گفت.Altair نتوانست Piece of Eden را در همان لحظه نابود کند و به وسیله آن نقشه دنیا به همراه مکان بقیه تکه های Eden برایش نمایش داده شد.در خارج از مراحل داخل Animus می بینید Desmond با یکی از افراد Abstergo به نام Luacy Stillman آشنا می شود و از طریق او متوجه می شود که این شرکت همان Templar امروزی است و آن ها به دنبال نقشه جای Pieces of Eden هستند و به همین دلیل او را به این جا آوردند و بعد از آزمایش قصد کشتن وی را دارند.Assassin های امروزی سعی کردند که دسموند را قبل از ربوده شدن نجات دهند و اما موفق نشدند.دسموند به مرور قابلیت های Altair را در خود نیز احساس کرد و به وسیله یکی از آن ها که Eagle Vision بود فهمید که Lucy طرف دشمن نیست و وی نیز از Assassin ها می باشد.همچنین به وسیله Eagle vision موفق به دیدن برخی پیام های مخفی که مربوط به مکان های Eden ها می شدند شد.بازی در این نسخه در همین جا به پایان می رسد و دسموند در اتاقش به تفکر در مورد پیغام ها و معنی آن ها می پردازد.

شخصیت های بازی:
دسموند:شخصیت اصلی سری بازی های Assassin’s Creed که توسط Abstergo برای آزمایشات Animus روبده شد تا با دیدن حافظه Altair مکان تکه های  Eden آشکار شود.
Altair:شخصیت اصلی نسخه 1 که یکی آدم کش حرفه ای و با گذشته ای مرموز بود.همان طور که گفته شد وی فرزند مادر مسیحی و پدر مسلمان بود.وی در همان دوران کودکی توسط المعلم آموزش داده شد و به درجه استاد آدم کشی رسید.بعد از مرگ المعلم وی به درجه استاد اعظم رسید و رهبری آدم کش ها را به عهده داشت و با به دست آورن Apple که یکی از تکه های Eden بود توانست راه و روش فرقه را تغییر دهد.او دانش و اطلاعاتی مثل راه های جدید آدم کشی و سلاح های به روز شده و ... که از این طریق به دست آورد را در Codex هایی نوشت تا در اختیار آیندگان قرار دهد.همچنین وی به وسیله دانشی که به دست آورده بود زره ای برای خود فراهم کرد که تا سال ها نظیرش دیده نشده بود.او به همراه همسرش ماریا صاحب حداقل دو فرزند می شود و شروع به تعلیم ان ها برای Assassin شدن می کند. Codex ها در آینده به دست مارکو پولو و سپس Dante Alighieri افتاد.دانته به همراه یکی از نوادگان Altair به نام دومنیکو که شاگرد وی نیز بود Codex را از ونیز به اسپانیا می بردند که در میان راه مورد حمله دزدان دریایی قرار گرفتند.دومنیکو موفق به محافظت از Codex شد اما نتوانست جان استاد و زنش را نجات دهد.در نهایت دومنیکو نام Auditore را انتخاب و ویلا مشهور خانوادگی را بنا کرد و در آن زره مخصوص Altair  که بعد ها به دست Ezio قهرمان نسخه دوم رسید قرار داد.
المعلم:استاد Altair و استاد اعظم Assassin Order در نسخه 1.وی از Altair برای به تنهایی رسیدن به Apple استفاده کرد تا دنیا را به یک صلح دروغین برساند اما در انتها موفق نشد.با این توصیف می توان فهمید که او فردی زیرک و عاقل بود و توانایی های جنگی بالایی داشت.
Lucy Stillman:وی فردی با استعداد بود و عمرش را صرف تحقیقات در مورد حافظه ژنتیکی کرده اما تحقیقاتش چون بیشتر در این زمینه بود و علم تا آن حد پیشرفت نکرده بود در هیچ جا اعتباری کسب نکرد تا این که به استخدام Abstergo در آمد و مسئول ساخت بسیاری از Animus ها و امکانات آن جا بود.وی در آن شرکت به عنوان جاسوس Assassin ها به فعالیتش ادامه داد تا از نمونه ها مراقبت کند.
Maria Thorpe:یک زن انگلیسی که جایگزین روبرت بود تا از کشته شدن روبرت توسط Altair جلوگیری شود اما Alitair با متوجه شدن این که هدفش بجای روبرت یک دختر بوده از کشتن ماریا خودداری کرد.ماریا که توسط شوالیه های Templar ترک شده بود به Altair در سفر هایش ملحق شد و سرانجام از وی حداقل 2 فرزند آورد.
Warren Vidic:رئیس بخش پروژه انیموس در Abstergo  


گیم پلی و امکانات:همان طور که گفته شد هدف در این بازی کنترل Altair و به قتل رساندن شخصیت های مختلف است که بازیکن برای این کار ابتدا نیاز به جمع آوری اطلاعات در مورد هدف دارد.Altair در هر شهر ابتدا از طریق یکی از افراد فرقه اطلاعات جزئی در مورد هدف یا افرادی که اطلاعات در این مورد دارند به دست می آورد و سپس به وسیله راه هایی مثل جیب بری یا فال گوش ایستادن یا اعتراف گیری اطلاعات خود را در مورد هدف کامل می کند.بازیکن بعد از هر ماموریت به فرقه بازگشته و ارتقا درجه پیدا می کند و یکی از امکاناتی که از وی در ابتدای بازی گرفته شده بود را پس می گیرد.علاوه بر ماموریت های اصلی ماموریت های فرعی نیز مثل کشتن Templar ها و یا جمع کردن پرچم و یا بالا رفتن از مکان های بلند برای دید بهتر از شهر و یا کمک به مردم در نقشه و .. وجود دارد.

همان طور که گفته شد دسموند توانایی های Altair را به مرور به دست آورد و یکی از آن ها Eagle Vision بود کهAltair در شناختن دوست و دشمن و هدف کمک می کرد.با فعال کردن این توانایی دوست و دشمن در مقابل چشمان بازیکن با رنگ های متفاوت مشخص می شوند. Altair در مقابل دشمنان خود چندین وضعیت را دارد.وضعیت بی خطر یا شناسایی نشده که با رنگ سفید مشخص می شود و وضعیت شناسایی شده و در خطر که با قرمز معلوم می شود و در این وضعیت گارد ها به دنبال شما می آیند و شما یا باید آن ها را کشته و یا فرار کنید و به محض این که به وضعیت زرد رسیدید در جایی پناه بگیرید تا به وضعیت آبی و سپس به وصعیت سبز یعنی امن برسید. از سلاح های بازی می توان به موارد زیر نام برد:
Hidden Blade:یک تیغ مخفی که در دستکش آهنی دست چپ Altair قرار داشت و برای ماموریت های آدمکشی و نبرد های عادی مورد استفاده قرار می گرفت.در تمامی ماموریت های آدم کشی در انتها صربه نهایی با این اسلحه زده می شود.
Longsword:از سلاح های اصلی بازی که می توان ان را متعادل ترین سلاح در بازی نامید.این اسلحه برای نبرد های مستقیم استفاده شده و  قدرت خوبی دارد و تا حدودی سبک است که به سرعت تکان دادن آن کمک می کند.بیشتر گارد ها در بازی از این اسلحه استفاده می کنند.Altair به مرور با پس گرفتن مقام خود در فرقه شمشیرش را بهبود می بخشد.Altair در ابتدای بازی شمشیر مخصوص به خودش به نام Sword of Altair را داشت که با خلع درجه شدن از وی گرفته شد و در انتها با کسب درجاتش دوباره آن را به دست آورد.
Short Blade:این اسلحه هنگامی که Altair به درجه 3 در فرقه می رسد برایش قابل دسترسی می گردد.وی آن را پشت خود حمل می کند و از سبکی و سرعت زیادش برای کشتن سریع دشمنان ضعیف استفاده می کند. Throwing Knifes:این چاقو ها که برای پرت کردن استفاده می شوند در Level 4 برای Altair قابل دسترسی می شوند.این چاقو ها هدف های معمولی را با یک ضربه می کشند و در ابتدا می توان 5 تای آن ها را همزمان حمل کرد و با ارتقا درجه می توان تعداد را به 10 یا 15 رساند.
Fist:بازیکن می تواند بجای سلاح از مشت های خود نیز استفاده کند.وی معمولا برای اعتراف گیری از مشتش استفاده می کند تا طرف مقابل را به کشتن ندهد.اگر شما در بازی اقدام به جیب بری نا موفق کنید با طرف مقابل وارد یک درگیری مشت زنی می شوید.

Health در بازی به عنوان ارتباط Altair و دسموند تعریف می شود و با کشته شدن وی ارتباط حافظه ی این دو قطع می گردد و از Checkpoint قبلی بازی ادامه می یابد. گرافیک بازی: موتور Anvil تحت نام Scimitar تا قبل از 2006 توسط شرکت Ubisoft برای استفاده در ویندوز و PS3 و X360 طراحی شد که از آن در Assassin's Creed استفاده گردید که مورد رضایت واقع شد.از این موتور بعد ها در برخی بازی های جدید Ubisoft نیز استفاده شد.
صدا گذاری و موسیقی: موسیقی بازی توسط Jesper Kyd در 2007 تهیه شد.Jade Reymond تهیه کننده بازی تمایل داشت که موسیقی بازی به گونه ای باشد که وحشت و هیجان در آن دوران را در خود داشته باشد و با زمان بازی هم سازگار باشد.در ابتدا 6 آهنگ به صورت آنلاین برای افرادی که بازی را خریده بودند وجود داشت تا با رمز ورود داخل آن به این آهنگ ها دسترسی پیدا کنند. Kristen Bell که از بازیگران هالی وود است صدای خود را در اختیار بازی گذاشت و نقش Lucy را در بازی بر عهده داشت و از صدای Philip Shahbaz برای Altair استفاده شده بود.


این بازی که حاصل تجریبات تیم Montreal از سری بازی های Action-Adventure گذشته اش بوده را یکی از شاهکار های ubi چه از لحاظ گیم پلی و چه از لحاظ داستانی می توان دانست و با نادیده گرفتن برخی مشکلات ریز بازی می توان از آن لذت برد و باید آن را در لیست بازی هایی که حتما باید تربه شوند قرار داد.


َAssassin's Creed II
  بعد از موفقیت نسخه اول بازی عقیده فداییون یا همان Assassin’s Creed شرکت سازنده یعنی ubi به ساخت هر چه سریعتر نسخه بعدی تشویق شد.داستان نسخه دوم بازی در ایتالیای قرن 15 به وقوع می پیوندد و همانند نسخه قبل دسموند با دسترسی به خاطرات اجدادش اقدام به کشف اسرار تکه های Eden می کند.سازندگان در این نسخه تمامی نقاط مثبت سری قبل را تا حد زیادی پر رنگ تر کرده و نقاط منفی را نا محسوس تر کرده اند.از نکات مثبت می توان به گیم پلی خوب و از نکات منفی به مشکلات سیستم DRM (قفل شرکت Ubi برای جلوگیری از Crack شدن که برای کاربران نسخه Original هم مشکلاتی به همراه داشتاشاره کرد.


داستان بازی:(CONTAIN HEAVY SPOILERS ) در این نسخه شما ابتدا خود را در نقش دسموند در اتاقش می بینید.همان طور که در نسخه قبل مشاهده شد بازی تا جایی ادامه یافت که وی با به دست آوردن قدرت دید عقابی یا همان Eagle Vision پیغام هایی را در جاهای مختلف می دید که بیان گر مکان های تکه های Eden بودند.دسموند به هنگام خروج از اتاقش با Lucy که با لباسی خونی به طرف وی می آید مواجه می شود و او از شما می خواهد که بدون هیچ چون و چرایی وارد دستگاه Animus شوید.شما وارد دستگاه می شوید و شاهد تولد شخصیت اصلی نسخه دوم یعنی Ezio Auditore Da Firenze هستید.سپس ازدستگاه خارج شده و  به همراه لوسی به طرف مقر Assassin های امروزی فرار می کنید و با دو همکار جدید خود در آنجا به نام Shaun Hastings و Rebbeca Cranes آشنا می شوید .لوسی به دسموند می گوید که نیتش از انجام این آزمایشات تربیت دسموند و رسیدن به گنج Eden بوده است.دسموند در آنجا دوباره به استفاده از Animus و به گفته Rebbeca نسخه جدید تر آن می پردازید تا به ادامه رمز گشایی محل تکه های Eden بپردازید.Rebbeca مسئول تنظیمات Animus و Shaun مسئول بانک اطلاعات و پشتیبانی است.با ورود دوباره به دستگاه به چند سال بعد از تولد Ezio می روید.او بزرگ شده و به همراه پدر و 2 برادر و یک خواهرش زندگی می کند و در همان ابتدای داستان وابستگی وی به خانواده بخصوص پدر و برادر بزرگترش را نمایش میدهد.همچنین نشان داده می شود که Ezio جوانی ساده است و از کارهای پدرش کاملا بی خبر است.در ادامه می بینیم که Ezio با وجود شر بودن به فکر خانواده است و کار های تک تک اعضای خانواده ر انجام می دهد.در ادامه مادر Ezio او را با خود همراه می کند تا Ezio را با جوان نقاش با استعدادی آشنا کند و نقاشی هایی که به او سفارش داده است را با خود بیاورد. آن فرد Leonardo Davinci است. پدر Ezio به او ماموریتی شامل رساندن پیغام به چندین نفر را می دهد و Ezio در برگشت می بیند که پدر و برادرنش در خانه نیستند و مادر و خواهرش شکه شده از این واقعه به او می گویند که پدر و برادرانش اسیر یک دام سیاسی شده و در زندان به سر می برند و فردا اعدام می شوند.Ezio هراسان به سمت زندان می رود تا با پدرش دیدار کند.بعد از بالا رفتن از برج زندان و ملاقات با پدرش مدارکی را از وی دریافت می کند که باید به دست یکی از دوستان پدرش Uberto Alberti برساند تا این سو تفاهمات رفع شوند و پدر و برادرانش آزاد شوند.اما فردای آن روز وی شاهد به دار آویخته شدن پدر و برادرانش می شود و Ezio متوجه می شود که دوست پدرش به آن ها خیانت کرده و از همان لحظه آتش انتقام در وی شعله ور می شود.شب قبل از حادثه پدر Ezio علاوه بر مدارک ,مکانی مخفی را به او معرفی می کند که وسایل آدم کشی اجدادیشان در آن قرار دارد.Ezio با مسلح کردن خود به آن ها شروع به اجرای نقشه خود برای انتقام می کند.وی ابتدا با خانواده خود اقدام به خروج از شهر می کند اما توسط یکی از مخالفان خانوادگی شان یعنی خانواده Pazzi که در ابتدای بازی نیز به عنوان دشمنان Ezio معرفی می شوند, به همراه چند نگهبان متوقف می شوند.Ezio به کمک عمویش ماریو که به دنبالشان آمده بود آن ها را شکست داده و به پیشنهاد او به سمت ویلای خانودگی شان می روند تا در آن جا پناه بگیرند.در همان شهر عموی Ezio شروع به تعلیم وی می کند تا از او یک Assassin ماهر بسازد تا در آینده بتواند در مقابل اتفاقاتی از این قبیل از خود و بقیه به راحتی دفاع کند. ماریو سپس اطلاعاتی در مورد خائنان در اختیار Ezio قرار می دهد و او شروع به انتقام گیری و کسب اطلاعات می کند و متوجه می شود که رئیس همه این توطئه ها  Rodrigo Borgia بوده و هم اکنون قصد دارد خانواده Medici در Florence را نابود کند.وی در طول داستان با خانواده و افرادی که Borgia قصد نابودی داشته آشنا می شود و با کمک به ان ها به متحدان خود می افزاید.در این میان وی با یکی از افراد عضو گروه و اتحادیه دزدان Venetian به نام Rosa آشنا می شود.Rosa در اولین برخورد سعی می کند تا جیب Ezio را بزند.در دومین برخورد Ezio وی را در حال فرار و مجروح می یابد و با کمک به او با اتحادیه ی وی آشنا می شود.روسا بعد از بهبودی اش با Ezio دوست می شود و به وی کمک می کند.
در طی بازی دسموند متوجه می شود که استفاده از Animus برای مدت زیاد عوارضی در پی دارد و این عوارض گریبان گیر افراد قبلی که به عنوان نمونه در این پروژه بودند شده و برای کاهش فشار به دسموند تا کنون حرفی زده نشده بود.دسموند کم کم شروع به دیدن تصاویر از زمان گذشته و حال با یکدیگر می کند و حافظه اش با حافظه جدادش تا حد کمی پیوند خورده تا این که یک بار بدون این که از Animus استفاده کند خود را در ذهن و خاطره Altair شخصیت اصلی نسخه اول می بیند که به همراه ماریا است.وی سپس خود را در ذهن ماریا دیده و از خاطرات Altair با سر در گمی خارج می شود.او در مورد نمونه قبل از خود یعنی Subject 16  که در آزمایشات مورد استفاده قرار گرفته بود نیز اطلاعاتی کسب می کند و متوجه می شود که نوشته ها و پیغام هایی که با خون در Abstergo دیده بود همگی کار نمونه شماره 16 بوده اند.شماره 16 در زمان خود موفق به هک کردن Animus و قرار دادن 20 نشانه شده بوده که فقط توسط کاربر Animus که از اجداد Altair باشد قابل یافتن و رمز گشایی هستند.
در ادامه داستان در ایتالیا Ezio سر انجام خود را به هدف آخرش یعنی Rodrigo می رساند و متوجه می شود که او به دنبال تکه های Eden است تا به گنجینه اصلی که در Codex ها به آن اشاره شده دست یابد و بر این باور است که بقیه تکه های Eden در آنجا قرار دارند.همچنین در Codex آمده که فردی که به این دست آورد نایل می شود پیام آور است و Borgia خود را پیام اور می دانست.او در انتهای نبرد با حضور یاران Ezio پا به فرار می گذارد.Ezio متوجه می شود که یارانی که جمع کرده عضو فرقه فداییون بوده اند و همه این کار ها برای این بوده که وی را به درجه خود برسانند.همچنین آن ها متوجه شدند پیام آوری که در Codex تکه های Eden صحبت از آن شدهEzio  است.دسموند با کنترل Ezio در جمع آوری همه Codex ها به خاطرات سال 1449 یعنی 23 سال بعد از کشته شدن پدر و برادران Ezio دسترسی پیدا میکند.ezio بعد از جمع آوری همه Codex ها از نقشه نهایی Borgia با خبر می شود.Borgia هم اکنون در روم است و به درجه Pope رسیده و همه این ها برای دست رسی به یکی دیگر از تکه های Eden یعنی Staff of Eden بوده و حال او با دسترسی به این قدرت مردم را در تحت فرمان خود دارد(از قدرت های Pieces of Eden).Ezio به همراه یارانش راهی Rome می شوند.Ezio بعد کمک یارانش وارد Vatican شده و سعی می کند تا Borgia را به قتل برساند اما Borgia موفق به فرار می شود و سرانجام نبرد نهایی در کنار گنجینه رخ می دهد و Ezio بالاخره Borgia را شکست میدهد اما در انتها Borgia را نمی کشد زیرا کشتن او خانواده اش را بر نمی گرداند.سپس به کمک دو تکه Eden یعنی سیب و عصا Ezio موفق می شود به گنجینه دست رسی پیدا کند.در داخل او یک هولوگرام را می بیند که خود را Minerva معرفی نموده و Ezio را پیام آور می خواند.Minerva مستقیما با دسموند در قرن 21 حرف می زند و به او می گوید که از دسته کسانی است که قبلا در زمین آمده بودند و علم پیشرفته ای داشته اند و انسان را به شکلی که در تصورشان بوده به اسم برده ساخته اند.با زیاد شدن تعداد انسان ها سر انجام بین انسان و این نژاد درگیری رخ می دهد که با یک بلای طبیعی شامل یک اشعه بزرگ خورشیدی به پایان رسیده و تقریبا همه آثار زندگی را در زمین از بین می برد.آن دسته از بازمانده های هر دو نژاد شروع به باز سازی و زندگی کردند و تعداد اندکی از نژادی که از قبل آمده بودند ( Those Who Came Before ) معابدی را در زمین ساختند تا بعد از انقراضشان بتوانند به انسان ها کمک کنند تا از تکرار بلای طبیعی جلوگیری کنند.Minerva بعد از دادن این هشدار همه چیز را به دسموند سپارد.
با تمام شدن خاطرات دسموند که از این پیغام حیرت زده شده بود از دستگاه بیرون آمد و متوجه شد که Templar ها مخفی گاه آن ها را پیدا کرده اند.او به همراه Lucy به کمک مهارت های کسب کرده از Ezio و Altair به مقابله با Templar ها رفته و در همین زمان Rebbeca  و Shaun شروع به جمع آوری وسایل کردند و در انتها هر 4 نفر سوار ماشین شده و  ازمعرکه فرار می کنند.دسموند از حرف های Minerva متوجه معنی پیغام های نمونه شماره 16 می شود که همان هشدار پایان دنیا بوده اند و همگی آن ها متوجه می شوند که Templar ها تنها بخشی از مشکلاتشان در آینده خواهند بود شروع به تحقیقات بیشتر با استفاده از Animus می کنند.

به طور خلاصه داستان بازی مربوط به Ezio از نوادگان Altair می شود که با مرگ پدر و برادرنش زندگی اش برای همیشه تغییرمی کند و شروع به گرفتن انتقام از مقصران این حادثه می کند اما در انتهای راه اهداف بزرگتری در پیش روی خود می بیند که به وسیله آن دسموند به جواب برخی سوالاتش می رسد و معلوم می شود که Templar ها تنها مشکل آن ها نیستند.با این تفاسیر می توان گفت داستان بازی در ابتدا روند عادی و خوبی را شروع کرد ( theme پسری ساده که زندگی وی را به سمت دیگری می کشاند...) و بر روی جزئیات شخصیت ها در طی داستان خوب کار شده بود.داستان در ایتالیا از زمان تولد Ezio شروع گردید و سپس با یک روایت داستانی خوب آن را با چندین سال بعد که Ezio بزرگ شده و داستان اصلی زندگی اش شروع می شود پیوند زد.در این قسمت نیز وابستگی شدید وی به خانواده مخصوصا پدر و برادر بزرگترش نشان داده می شود تا دلیلی باشد برای انگیزه ی زیاد Ezio برای انتقام.از نکات قابل توجه در داستان سری بازی AC همانند نسخه قبل اشاره به برخی از شخصیت های واقعی و اسطوره هاست مانند Leonardo Davinci و یا داستان های مردم Maya که خود به نوعی رقبت بازیکن برای دانستن داستان و پیش برد بازی را افزایش می دهد.از آن جایی که پایه و سرمنشا داستان یعنی فرقه فداییون خود از برخی واقعیات تاریخی سرچشمه گرفته اند این نوع اشارات تاریخی در داستان بی جا تلقی نمی شوند.از جمله اشارات جالب دیگر که Altair در پایان نسخه اول آن را به عربی گفت  نقل قول شعار معروف حسن صباح بود که توسط فرقه فداییون برای Ezio در هنگامی که وی را به درجه خود می رساندند خوانده شد "هیچ چیز راست نیست و همه چیز ممکن است ".اما یکی از نکات نه چندان جالب در این نسخه تکرار روند نسخه قبل بود و در انتها بخاطر نوع داستان باز هم پایان ادامه دار در سری بعد.برخی بر این باورند که بازی های به صورت سری (Trilogy) تا قبل از آخرین نسخه باید ادامه دار تمام شوند( ویا حتی در آخرین نسخه باز هم جای علامت سوال های بزرگی برای بازیکن باقی بماند !) اما این یکی از حالت های اتمام داستان است.به طور مثال در سری بازی های شاهزاده ایرانی شما در نسخه اول ,داستان بازی را می توانستید بدون در نظر گرفتن نسخه های بعدی تقریبا کامل توضیح دهید اما در این بازی این گونه نیست و جواب همیشه در نسخه بعدی است که البته این ها همان طور که گفته شد همگی بخاطر نوع داستان است و چون مسئله ای سلیقه ای است نمی توان آن را خوب یا بد شمارد...

شخصیت ها: شخصیت پردازی در این نسخه نیز خوب انجام گردید و با تعریف و کار بر روی برخی شخصیت های دیگر برای  شخصیت اصلی مثل رقیب(Rival)و دشمن اصلی(Antagonist) و معشوقه(Love Interest) به او و داستان نظم داده شد.زیرا ضعف هر کدام از شخصیت های مرتبط با شخصیت اصلی می تواند بر او هم تاثیر بگذارد. اما در انتها این شخصیت جدید نتوانست جای Altair را پر کند و این بخاطر این بوده که طرح داستان در نظر داشت تا Altair را اسطوره و دست نیافتنی جلوه دهد.با این فکر می توان نمره قبولی به طراحی شخصیت ها داد.
برخی از شخصیت ها به شرح زیر اند:
دسموند:دسموند بنقش اول سری بازی های Assassin’s Creed می باشد.دسموند در نسخه اول به عنوان یک پیشخدمت بار معرفی شد که توسط Abstergo برای آزمایشات Animus برای دیدن حافظه اجدادش از طریق علم حافظه ژنتیک ربوده شده بود.وی در نسخه قبل در انتهای بازی برخی پیغام های نوشته شده با خون را بر روی دیوار ها دید که در نسخه دوم متوجه شد این پیاغام از طرف نمونه شماره قبل وی یعنی Subject 16 بوده اند.او در ابتدای این نسخه به همراه Lucy که از فرقه Assassin های امروزی است به سمت مقرشان فرار می کند و ادامه آزمایشتا را در انجا انجام می دهد. Ezio Auditore Da Firenze:از نوادگان Altair و اجداد Subject 16 و دسموند که نقش اساسی را در دوره رونسانس در ایتالیا ایفا می کند.او در این نسخه نقش اصلی داستان است و دسموند را به جواب سوال هایش می رساند.
Lucy Stillman:وی به همراه دسموند در نسخه اول به عنوان یکی از کارکنان Abstergo معرفی شد و سپس بعد از این که به دسموند ثابت کرد که او یک جاسوس است و برای Assassin ها کار می کند در این نسخه او را فراری داد و به مقر خود برد تا ادامه آزمایشات را در آنجا انجام دهد.او خود را بخاطر بلاهایی که بر سر نمونه های قبلی آمده مقصر می داند و تلاش می کند که دسموند دچار مشکلات نمونه های قبلی نشود...
Rebbeca:یکی دیگر از Assassin های امروزی که در مقرتان با وی آشنا می شوید.او مسئول تنظیمات Animus است و دستگاهی را که در اختیار دارد نسخه دوم آنچه در دست Templar ها است می داند و بخاطر علاقه ای که به این کار ها دارد دستگاهش پیشرفته تر آن ها می باشد.او در طی بازی با رمز گشایی برخی حافظه های دست نیافته به شما کمک می کند.
Shaun Hasting:از Assassin های امروزی در مقرتان و مسدئول پشتیبانی Assassin ها بانک اطلاعاتی است که در طی بازی اطلاعات شخصیت ها و اماکن مختلف را در اخیار شما قرار می دهد.
Rordrigo Borgia:شخصیت منفی اصلی این نسخه که سازماندهی اشراف و سرانی که به دنبال تکه های Eden هستند را بر عهده دارد.
Rosa:دختری اهل اتحادیه دزدان که بعد از نجات داده شدن جانش توسط Ezio با وی دوست می شود و به او کمک می کند.
Leonardo Da Vinci:از آشنایان مادر Ezio که او را بخاطر نقاشی های زیبایش تحسین می کرد و از ادامه داستان از دوستان Ezio که به او در رمز گشایی پیغام هایی که Altair به جای گذاشته کمک می کند.
Subject 16:از نوادگان Altair و نمونه قبل از دسموند که تقریبا به پایان آزمایش رسیده بود اما بخاطر آزمایشات زیاد و عواقبش در انتها دست به خود کشی زد.

گیم پلی و امکانات: همان طور که گفته شد این نسخه شامل امکانات نسخه اول به همراه امکانات جدیدی است که آن ها را کامل می کند.به طور مثال همان پرش ساده را در نظر بگیرید.همان طور که در داستان بازی تعریف شد شما به وسیله Rosa آموز داده خواهید شد که چگونه پرش های بلند تری را انجام دهید تا راحت تر به بازی بپردازید.شما در طی این نسخه در منطقه Tuscany و کوه های Apennine و منطقه Romagna وVenice و Rome  و ویلای خانوادگی تان خواهید بود که می توانید با پرداخت پول در مکان های مخصوص حمل و نقل مسافر در بیرون هر شهر به سرعت به هر نقظه که می خواهید سفر کنید و یا خودتان با اسب به این راه رو طی کنید.برخی از مناطق خود شامل چند شهر هستند.
منطقهTuscany:FlorenceوMonteriggioni و San Gimignano
منطقه Romagna:Forli
شما در ویلای خود که به عنوان مقر اصلی تان محسوب می شود می توانید به خرید اماکن و باز سازی شهر بپردازید و بدین وسیله برای خود تجارتی راه بیاندازید.خواهرتان در امور حساب داری به شما کمک می کند و سودی که از این تجارت به دست می آورید را برایتان در صندوق نگه می دارد.گرچه اگر صندوق شما پر شود و به آن سری نزنید از آن لحظه تا موقع خالی شدن صندوق  سود ها به جیب خواهرتان می رود...علاوه بر صندوق مالی صندوق دیگری در اتاق مادرتان قرار دارد که متعلق به برادر کوچکتان بوده است.شما در ابتدای بازی به برادر کوچکتان کمک می کنید تا تعدادی پر را جمع کند و در انتهای کار که از وی دلیل این کار را می پرسید او به شما می گوید که بعدا خواهید فهمید.شما باید 100 پر را که در جای جای نقشه قرار دارند جمع کنید و در آن صندوق قرار دهید.این یکی از ماموریت های فرعی بازی است و از این قبیل ماموریت ها در بازی باز هم خواهید دید.(همانند ماموریت Flag ها در نسخه اول ) مثل ماموریت پیدا کردن مجسمه ها و Glyph ها و یا پیدا کردن مقبره Assassin های ما قبلی که به شما امکان دسترسی به زره فوق العاده Altair را می دهد.پرش از روی دیوار های مقبره ها بازیکن را به یاد سری بازی های شاهزاده ایرانی می اندازد و می توان آن را یکی دیگر از نقاط قوت این نسخه دانست.شما همچنین می توانید شمشیر Altair را در همان شهر که ویلایتان قرار دارد تهیه کنید.همچنین شما می توانید انواع سلاح های مختلف را در شهر های مختلف خریداری کنید.سلاح های شما در این نسخه محدود به شمشیر بلند نمی شوند.شما سلاح های نسخه قبل یعنی چاقو و چاقو برای پرتاب و Hidden Blade را دارید و آن ها حتی به روز تر شده اند. به طور مثال شما قابلیت استفاده از Twin Hidden Bladeرا در طول داستان پیدا خواهید کرد و می توانید دو هدف را همزمان با یکدیگر نابود کنید. .شما در طی بازی به کمک Davinci می توانید سلاح های خود را تقویت کنید.او در طی بازی به شما Hidden Blade را به صورت ارتقا یافته عرضه می کند (دیگر نیازی به بریدن انگشت وسط نیست...) و یا در آستین شما سلاحی تفنگ مانند قرار می دهد و تیغ های سمی برای شما مهیا می کند.شما هر Codex که در بازی پیدا می کنید برای رمز گشایی نزد او می آورید و بدین وسیله از اسراری که Altair به جا گذاشته با خبر می شوید و نیرو و دانش خود را ارتقا می دهید.لیست کامل سلاح ها:
Hidden Blade/TwinHiddenBlade SmokeBombs ThrowingKnifes ShortBlade PosionBlade Fist Longsword HeavyWeapon:سلاح اصلی شما در نبرد تن به تن فقط شامل شمشیر نمی شود.شما می توانید از سلاح سنگین نیز به عنوان جایگزین استفاده کنید. شما در این نسخه علاوه بر شمشیر از سلاح هایی مانند گرز نیز می توانید استفاده کنید.
Altair Armor
علاوه بر سلاح شما می توانید Armor خود را نیز تقویت کنید و یا مهمات برای خود خریداری کنید.همه این ها قابل دسترسی در آهنگری های شهر ها هستند.علاوه بر Blacksmith یا آهنگری شما جاهای دیگر و چیز های دیگر نیز برای خرید دارید.به طور مثال از پارجه فروشی می توانیدلباس های بهتر و یا کیف های بزرگتر برای حمل چاقو و ... تهیه کنید.علاوه بر این ها مغازه هایی برای خرید نقاشی و یا نقشه های گنج در شهر های مختلف وجود دارند.از مکان های مهم دیگر که می توانید به آن سری بزنید نزد پزشکان می باشد که در مکان های مختلف شهر پخش هستند و شما می توانید از آن ها دارو و یا حتی سم بگیرید ( دوز بالای داور می توانید به عنوان سم استفاده شود...)
ماموریت های شما نیز متنوع تر شده و تنها شامل Assassination نمی شوند.به طور مثال شما در طول داستان ماموریت تعقیب کردن,انجام مسابقات و ... را دارید و یا در برخی از ماموریت ها نیازی به مخفی شدن و بعد کشتن هدف ندارید و می توانید به صورت یک جنگجو تن به تن با دشمن بجنگید.از نکات جالب دیگر امکان استفاده از چند یار در مبارزات است.در طی مراحل یا در نقشه بازی شما افرادی را می توانید اختیار کنید تا برای شما مبارزه کنند.علاوه بر این گروه های دیگری نیز برای استخدام و کمک به شما هستند.به طور مثال شما می توانید عده ای دختر را استخدام کرده و به وسیله آن ها پوشش خود در مقابل نگهبان ها و دشمنان را حفظ کنید و آن ها را گمراه کنید.دشمنان و نگهبان ها در این نسخه باهوش تر عمل کنند و از سلاح های مختلف استفاده کرده و حتی برخی از آن ها می دانند که کی باید فرار کنند.با توجه به مطالب گفته شده در این نسخه پول برای شما اهمیت ویژه ای دارد و تنها استفاده آن در این نسخه خرج کردن نیست.شما برای ایجاد همهمه و گمراه کردن میتوانید مشتی سکه را پرتاب کنید و مردم هم مشغول به جمع آوری آن ها می شوند.راه های زیادی برای پول در آوردن در بازی وجود دارد.انجام ماموریت ها خود به شما از لحاظ مالی کمک می کند.سودی که شما از تجارت کسب می کنید و در صندوقچه تان در ویلا قرار می گیرد بخشی از در آمدتان هستند.شما می توانید به وسیله جیب بری نیز مقدار کمی پول به دست آورید و یا هنگامی که فردی را می کشید و یا بی هوش می کنید از وی جیب بری کنید.شما از این راه می توانید بخشی از مهمات خود را نیز تامین کنید.علاوه بر این ها شما می توانید به شکار گنجینه در صندوقچه هایی که مکانشان در نقشه های گنج معلوم شده بپردازید و یا در قایق های بندر ها به دنبال پول باشید.Ezio توانایی شنا کردن را نیز دارد پس نگران پرش از قایق ها نباشید.او همچنین همانند Altair قابلیت استفاده از دید عقابی یا همان Eagle Vision را نیز دارا هست و می تواند در حین راه رفتن از آن استفاده کند و دوست و دشمن را از هم تشخیص دهد.

Ezio همانند Altair در نسخه قبل وضعیت شناسایی در مقابل نگهبان ها و دشمنان را دارد و هر کدام آن ها این وضعیت در کنارشان نمایش داده می شود و با رسیدن به رنگ قرمز شروع به تعقیب شما می کنند.شما می توانید وضعیت خطر و شناسایی خود را با کار هایی مثل کشتن فرماندهان گارد ها و یا پاره کردن پوستر های تحت تعقیب مربوط به شما و یا رشوه دادن به مبلغان در جای های مختلف شهر پایین بیاورید تا در شهر به راحتی گردش کنید.

Full Item Set

 Animus به شما امکان بررسی مراحل طی شده و کار های انجام شده در قسمت DNA و دیدن اطلاعات افراد و مکان ها در قسمت Databank را می دهد که برخی به صورت تصویری و متنی و برخی به صورت ویدوئی هستند. در بازی همان طور که گفته شد مراحل فرعی وجود دارد همانند پیدا کردن پر هایی که برادر کوچک Ezio به دنبالشان بود و یا یافتن Glyph هایی که Subject 16 از خود به جای گذاشته و ... علاوه بر این ها مراحل فرعی دیگری در نقشه بازی مثل Beat up و Race و Assassination وجود دارند.همچنین در این نسخه نیز شما می توانید همانند نسخه قبل از برج های بلند بالا رفته و بر ساختمان و مکان های اطراف احاطه داشته باشید.


DLC های این بازی برای نسخه کامپیوتر به صورت داستان اصلی در خود بازی قرار دارد و از آن ها جدا نیست که شامل The Battle of Forli و Bonfire of Vanities می شود. که داستانشان مربوط به زمانی می شود که Ezio موفق به کسب Apple of Eden شده و تصمیم دارد که آن را به Romanga ببرد تا از آن در آنجا محافظت شود.اما در آنجا برنامه آن طور که پیش بینی شده بود پیش نرفت و چرخه ای از حوادث باعث شدند که او Apple of Eden را از دست بدهد و یک روحانی آن را تصاحب کند.در DLC دوم Ezio به دنبال روحانی رفته تا Apple of Eden را پس بگیرد. 

گرافیک بازی: در این نسخه نیز از موتور Anvil استفاده گردید.مسئولان بخش گرافیک با بهبود کیفیت این موتور از آن در این بازی و بازی هایی مثل Prince of Persia 2008 و Prince of Persia The Forgotten Sands استفاده کردند.

صداگذاری: موسیقی بازی یکی از نکات مثبت بازی است و با زمان و مکان بازی سازگار است.آهنگساز بازی Jasper Kyd که مسئولیت ساخت نسخه قبلی را نیز بر عهده داشت با تجربیاتی که از کار های قبلی اش به دست آورده بود توانست در این نسخه خوش بدرخشد.وی آهنگسازی بازی هایی همچون Gears of War و Splinter Cell Chaos TheoryوBorderlands را نیز بر عهده داشت.برای صدای شخصیت ها همانند نسخه قبل از صدای Nolan North برای دسموند استفاده شد و از Roger Craig Smith برای Ezio. Roger تجربه هایی در برخی انیمه ها مانند Naruto وBleach و CodeGeass و برخی بازی ها مثل Metal Gear Solid 4 و Resident Evil 5 وTekken 6 وValkyre Chronicles دارد..Nolan نیز در این روز ها بسیار پرکار و فعال است و صدای شخصیت هایی مانند شاهزاده ایرانی در نسخه 2008 ویا ناتان دریک در Uncharted 2 را بر عهده داشته است.Kirsten Bell نیز همانند نسخه قبل صدای Lucy را برعهده دارد.وی همچنین مدل برای شخصیت Lucy نیز می باشد.


در پایان این بازی را می توان یکی دیگر از کار های درخشان در کارنامه Ubi خواند که با مراحل طولانی و جزئیات زیاد بازیکن را تا ساعت ها سرگرم نگه می دارد.گرچه بخاطر سیستم DRM چه بازیکنانی که Original و چه Pirate استفاده می کنند از این تا حدودی دل خوشی نداشتند اما طراحی زیبا و ارزشمندی آن دلیل تحمل این مشکلات توسط بازیکنان است.این بازی را می توان به عنوان یکی از بازی های مطرح امسال دانست.    


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 5 اردیبهشت 1389
نظرات()   
   
Nintendo Switch
جمعه 24 آذر 1396 05:13 ب.ظ
من اعتقاد دارم که این یکی از اطلاعات بسیار مهمی است
برای من. و من خوشحالم خواندن مقاله شما. اما باید چند مورد معمول را تفسیر کرد
سبک وب سایت ایده آل است، مقالات در واقع خوب است: D.
فعالیت بسیار عالی، تشویق
How you can increase your height?
جمعه 17 شهریور 1396 02:58 ب.ظ
Good way of telling, and pleasant post to get facts concerning my presentation subject matter, which
i am going to present in institution of higher education.
soosoolha.mihanblog.com
شنبه 10 تیر 1396 09:21 ق.ظ
Fantastic goods from you, man. I've understand
your stuff previous to and you're just too wonderful.
I actually like what you've acquired here,
certainly like what you're saying and the way in which
you say it. You make it enjoyable and you still take care of to keep
it smart. I can not wait to read much more from you. This is really a
terrific web site.
Ellis
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:48 ب.ظ
Appreciating the time and energy you put into your site and in depth information you provide.
It's nice to come across a blog every once in a while that isn't the same old rehashed material.

Fantastic read! I've saved your site and I'm adding your RSS feeds to my Google
account.
جمعه 10 اردیبهشت 1389 02:13 ق.ظ
سلام دوست عزیز خوبی؟ وبلاگ جالبی در مورد بازیهای رایانه ای داری ، انجمن اختصاصی warriors حدود 5 ماهه که افتتاح شده ، ازت دعوت میکنم که ثبت نام کنی و تو سایت فعالیت كنی ، منتظرتم.

http://www.warriors.ir
ami
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 10:52 ب.ظ
با ادامه مطلب حال نمی کنم
میلاد
سه شنبه 31 فروردین 1389 10:35 ب.ظ
باز هم سلام

از اینکه تو هم منو لینک کردی ممنونم .

می تونیم رو کمک هم حساب کنیم .

در ضمن از ادامه مطلب استفاده کن چونکه صفحه اول ات خیلی شلوغه ...
میلاد
سه شنبه 31 فروردین 1389 09:57 ب.ظ
سلام

وبلاگ خوبی داری

ما هم یه وبلاگ در مورد بازی داریم که تازه دو روزه که راش انداختیم . و به زودی هم پیشرفت وحشتناکی خواهیم کرد .

من شما رو لینک کردم .
شما هم منو با نام " اخبار کوتاه از بازیهای روز " لینک کنید .

ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها