تبلیغات
amigames - مطالب عمومی
سه شنبه 1 فروردین 1391  08:36 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: ami



سال نو رو به همه تبریک میگم امیدوارم سال خوب و خوشی رو داشته باشید و به هدف ها و آرزوهاتون برسید

با تشکر


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1 فروردین 1391
نظرات()   
   
چهارشنبه 19 تیر 1387  04:07 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: ami

با سلام خدمت دوستان و خوانندگان گرامی !

مدتی ( تقریبا 7 ماه ) بود که درگیر درس خوندن برای کنکور سراسری و آزاد بودم و حالا هم کنکور تموم شد و می تونم روباره در خدمت باشم.

امیدوارم که از مطالب استفاده کنید.

با تشکر


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 11 مرداد 1384  09:08 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: ami

با سلام.

ساختن بازی:

دوستانی که در زمینه های برنامه نویسی و کار با برنامه های فتوشاپ و ... مهارت دارند لطفا اعلام آمادگی کنند و Email و ID خود را به من بدهند تا در ساختن بازی کمک کنند.

با تشکر.

از طرف گروه بازی سازی دارینوس


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 11 مرداد 1384
نظرات()   
   
جمعه 3 تیر 1384  09:06 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: ami

با سلام.

هر کس سیو بازی GTA 5 san andreas را می خواهد  Email خودش را همراه با مرحله ای که می خواهد به من  بدهد تا برایش سیو آن مرحله را بفرستم.

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 19 خرداد 1384  10:06 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: ami

با سلام.

بالاخره Gta 5 san andreas هم با 6 سیدی به ایران آمد.

 

این سیدی ها سالم هستند.خدوم امتحان کردم.در ضمن DVD این بازی هم آمده است.

 

این هم چند عکس که خودم گرفتم از Gta 5 san andreas:

 

عکس از Folder های بازی:

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 19 خرداد 1384  10:06 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: ami

با سلام.

 

صعود تیم ملی ایران را به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان به تمامی ایرانینا سراسر جهان تبریک میگم.

 

 

 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 15 خرداد 1384  09:06 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: ami

نقد بازی آتلانتیس: تغییرات:

 

 

 

 

 

 

 

 

نام بازی:Atlantis:Evolution(آتلانتیس:تغییر و تحول)

 

سبک:Adventure(ما جراجویی)

 

موضوع و داستان بازی:

 

شما در نقش یک دریا نورد و تاجر با نام کورتیس هویتCurtis hewwit هستید.شما عکس های گران بهایی را خریدید و در حال بازگشت با کشتی خود هستید که در طفان عظیمی گیر می کنید.شما صندوق عکس های خود به همراه دوربینتان را برداشته و با قایقی از کشتی در حال غرق شدن خود خارج میشوید.در آن هنگام شما در گردابی بزرگ گیر گرده و به دنیای عجیبی به نام آتلانتیس وارد میشوید.دنیایی که در زیر دریاها پنهان بود.حال شما توسط پلیس ها و گارد های شهر دستگیر و وارد به شهر میشوید.شما را برای کشته شدن به شکنجه گاه انا Ennaخدای مردم فرستاده می شوید اما از آن جا سالم بیرون آمده و در شهر تحت تعقیب قرار می گیرید.شما متوجه میشوید که مردم خدایا نی ستمگر را پرتش می کنند و فقط باید برای آن ها کار کنند.

خدایان:

:Zanatخدایی با قدرت بی پایان که آتلانتیس جدید با خدایانی جدید را به وجود آورد.او سازنده آتلانیتس جدید است و خائنان را تنبیه می کند.

 

Enna: خدای مردم که فکر و ذهن همه افراد شهر را می خواند و باید همه برای او کار کنند.او خوهر زانات است.

 

Cosmo:خدای مرگ و پسر زانات.او با کوره آتشین خود که از آسمان می بارد همه را تنبیه می کند.(او شبیه به شما است و معلوم می شود که برادر زاده شما هست)

 

Sama:خدا خورشید و روشنایی که با خود نور را به همراه دارد.

 

Kama:خدای تاریکی که شب را با خود می آورد به همراه آرامش آن.

 

شما از دست گارد های امنیی فرار کرده و به جنگلی پناه می برید که در ان افرادی زندگی می کنند که انسان ها اولیه خود را نامیدند.زیرا سنای بودند که قبل از مردم شهر در آتلانتیس زندگی می کردند.شما لباس خود را عوض کرده و لباس مردم آتلانتیس را می پوشید.حال وقتی به شهر بر می گردید همه شما را با Cosmo اشتباه می گیرند.شما خود را جای او جا زده.اشهر را از اتش کازمو نجات می دهید(از ان جا متوجه می شوید که شما خدای زندگی هستید) و در پایان با خدایان روبرو می شوید.سپس با زانات.شما می فهمید که برادر زانات بوده اید.همچینی می فهمید که همه خدایان کپی اند و در اصل مرده اند.اما این کپی ها عین اصل عمالب می کنند.تنها زانات است که تا حدودی زنده است و اصلی است.او توسط خواهرش Enna کشته شد ولی نه کاملا.قدرت Relic او را به چیزی شبیه روح در آورد.شما باید با او روبرو شوید(شما قبلا کپی های خدایان دیگر را نابود می کنید) و به عنوان یک باد به گذشته روید و این مسابقه را با زانات انجام دهید:

شما باید گذشته را تغییر دهید.اگر موفق شوید خدایان نابود می شوند.شما به گذشته رفته و با پدر خود و زانات و انا روبرو می شوید.شما باید مادر خود Sita را از وجود توطئه توسط فرزندانش اگاه کنید تا جلو آن ها بگیرد.اگر شما موفق نشوید بازی را باخته اید.اما اگر موفق شوید بازی را از زانات برده اید و بازی تمام می شود.شما سرنوشت را تغییر می دهید و در آینده دیگر خدایانی چون زانات وجود ندارند.اتلانتیس آزاد می شود و همه زندگی عادی خود را ادامه می دهند.گارد ها هم دیگر باعث ترس مردم نمی شوند

 

صدا گذاری:

صدا گذاری بازی خوب است و هماهنگ با بازی و بازیکنان.آهنگ های بازی با محیطی که در آن هستید سازگار است و به شما حسی طبیعی دست می دهد و شما را در بازی غرق می کند.

 

گرافیک بازی:

گرافیک بازی سه بعدی است.در مجموع گرافیک خوبی دارد اما به جزئیات به خوبی توجه نشده.اما گرافیک تا حدودی کراتونی و خنده دار است.

 

معماها:

معماها بسیار جالب اند و تحسین بر انگیز.شما علاوه بر معما ها ی متفاوت باید چند بازی فکری را در طی بازی انجام دهید(برج سازی و ...)

 

نقات قوی بازی:

-معماهای جالب و سرگرم کننده که یک نواخت نیست و قابل حل است.منظور این است که اطلاعات برای حل آن ها به انداره کافی داده شده است.

-داستان زیبای بازی که شما را وارد دنیای خدایان جدید آتلانتیس می کند.

-به اندازه بودن مراحل.نه آنقدر مراحل زیاد است که خسته شوید نه انقدر که که خیلی زود تمام شود.

 

نقات صعف:

-گرافیک کارتونی بازی

 

در مجموع بازی بسیار زیبا طراحی شده و ارزش خریدن و بازی کردن به عنوان یک بازی ماجراجویی توسط شرکتAdventure company را دارد.

 

 

 

 

 

راهنمای فارسی بازی آتلانتیس:تحولات نوشته شده توسط

 

amigames

 

1.از کشتی تا زمین

در ابتدا شما دمویی از بازی را می بینید که کشتی شما(Curtis Hewwit)در طوفان سختی گیر افتاده است.

حال بازی را شروع می کنید.در کابین را باز کنید از طریق پله ها به بیرون روید.

باز هم بازی دمو می شود.یکی از ملوانان به شما می گوید که کشتی در حال غرق شدن است و شما باید جان خود را نجات دهید.

حال به کاپین برگشته و صندوقی که در گوشه اتاق است بردارید.حال به طرف پله ها برگردید.

باز هم بازی دمو می شود.حال شما با قایق از کشتی خارج می شوید و در طوفانی عظیم گیر می کنید.وقتی به هوش می آیید خود را در سرزمینی خوش آبو هوا در داخل قایق خود می بینید.ناگ هان یک پرنده روی صندوق شما می نشیند.یک پرنده 2 سر.با او حرف بزنید(مسلما نمی شود)حال از پشت سر خود چراغ را بردارید.حال چاقویی که در قایق است نیز بردارید.(در کنار صندوق).حال پاروی دست چپ خود را هم بردارید.حال یک سفینه فضایی شما را با قایق به داخل خود می کشد.(اگر شما چاقو و چراغ و پارو را پیدا نکردید,نگران نباشید.حال در تاریکی آن ها را بردارید.اول چراغ را تا در تاریکی چاقو و پارو را پیدا کنید.پس بهتر است که در همان اول کار این دو چیز یعنی چاقو و چراغ  را بردارید یعنی همان موقع که در قایق در دریا هستید و پردنه ای دو سر روی صندوق شما می نشیند)

حال شما در تاریکی به سر می برید.چراغ را برداشته و با کبریتی که دارید روشن کنید.به جلو روید.روی دیوار کلیک کنید.عکس چند ستاره را می بینید.رنگ های آن ها را به خاطر بسپارید.حال به دست چپ و سپس مستقیم روید.شما در کنارتان بر روی دیوار عکس هایی را می بینید(عکس های خدایان).حال در انتها به یک در رسیده که روی آن یک چراغ چشمک زن آبی قرار دارد.روی ان کلیک کن تا دری در آن جا باز شود.حال داخل شو.دست چپ یک چیر کروی شکل است.در آن را با چاقو باز کن.چاقو شما می شکند ولی در عوض در بازی شده است.کلاه را بردار.حال در دست راست یک صفحه سبز قرار دارد.از کلاه برای استفاهد از آن استفاده کن.

2.زمین آتلانتیس

حال بازی به صورت دمو در می آید.شما از سفینه همراه با قایق خود خارج می شوید.حال شما نگهبانانی با لباس آهنی زرد و آبی را می بینید.

حال با نگهبان در باره ی همه چی حرف بزنید.حرف هایتان که تمام شد او رفته تا در را برای نگهبان دیگر باز کند.

به طرف مجسمه بزرگ رفته که در زیرش دستگاهی با صفحه سبز قرار دارد.چیز آبی که روی دستگاه است را بردارید.آن یک کلاه است که باعث به کار انداختن دستگاه های صفحه سبز می کند.حال صبر کنید تا بازی به حالت دمو در آید و شما را به اتاق مرگ انا برند.شما باید راه خروج را پیدا کنید و پس از گذراندن دو مرحله از دستگاه خارج می شوید.

 

حال شما دو راه در جلوی خود دارید.یک راه بن بست و یک راه باز.راه باز را در پیش گیرید.

در بین راه با هرکس که می بینید حرف بزنید.حال آنقدر به جلو روید تا به دهکده ای رسید که در انجا چند خانه است و در وسطش یک چاه که دورش مجسمه هایی است.

به جلو روید و با پیرمرد که در حال بیرون کشیدن سطل از چاه است حرف بزنید.بعد از اتمام حرف ها او میرود.حال در کنار خود روی سنگ کوچک بین 2 مجسمه چیز نارنجی رنگ که صفحه ای نیز دارد را بردارید(یک دسته قوص مانند هم دارد)

حال طناب کنار چاه را بردارید.حال به خانه ای رفته که کنار یک ساختمان بزرگ است.این ساختمان مقابل چاه است.با مرد پیری که کنار آن ایستاده حرف بزنید.او فرماندار شهر است.بعد از اتمام حرف ها شهر را خوب گشته و با همه افراد صحبت کنید.

حال سطلی را که کنار یکی از خانه های دهکده است(خانهی دوم دست راست)بردارید و روی طناب امتحان کنید.حال به طرف چاه روید و سطلی را که با طناب بسته شده در داخل آن اندازید.حال طناب را شکیده تا سطل بیرون آید.آب درون سطل را بخورید.

بازی دوباره دمو می شود.فرماندار به شما خبر می دهد که گارد ها دارند به این سمت می آیند و به دنبال شما هستند تا پیدا تان کرده و از شما مراقب کنند(البته این طور نیست!!!)

حال در دست راست شما راه خروجی از شهر است.از آن جا روید و از شهر خارج شوید تا وارد جنگل شوید.

3.جنگل

بازی دمو می شود و نشان داده می شود که شما دارید از دست گارد ها فرار می کند.

حال مستقیم در راه اصلی جلو روید.در دست چپ شما یک راه فرعی است.داخل آن شوید.حال داخل خانه صدفی شده و از روی زمین مجسمه سنگی شکسته خغد را بردارید.به راه اصلی باز گردید.جلو روید.در مسیر دست راست رفته و در آن مسیر در انتها یک چوب بلند پیدا می کنید.حال دوباره به مسیر اصلی باز گدید.به دست چپ رفته و از روی پل رد شوید.حال شما به یک غار می رسید(در انتهای مسیر)وارد آن شوید.در آن جا راهی است که شما را به یک چوب می رساند که وسیط ان سوراخ است(از راهی روید که از جلو چوب در بیایید)حال چوب دست خود را در آن کرده تا اهرم کشیده شده و مسیر خرچنگ هایی که راه را بسته اند عوض شود.به دست راست روید.بر روی دیوار مجسمه نصفه یک جغد است.آن را با مجسمه خود کامل کنید.

حال زیر پای شما خالی می شود و در یک چاله می افتید.به طرف نور بالای سر خود روید.از چاه خارج می شوید.

بازی دمو می شود.شما به یک آبشار می رسید.مستقیما جلو روید:

حال باید این کار ها را بکنید:

وقتی راه ها را بگردید متوجه می شوید که یک درخت گشوت خوار سر راه شما را بند می آورد.

در یک جا هم پرنده ای قرمز را که روی شاخه ای نشسته است را می بینید.در یک طرف هم مجیسمه سنگی بزرگ از یک زن(انا) که همه حا هست را می بینید.در کنار ان چند تا کرم است.آن ها را برداید و به پرنده بدهید.آن وقت پرنده بلند می شود.چوب را بردارید.حال چوب را در دهان گیاه گوشت خوار کنید و از آن جا رد شوید.

حال بازی دمو می شود.

شما توسط یک زن که خود را جز انسان های اولیه می داند گرفتار می شوید.اما مادر او شما را آزاد می کند.)باید با او حرف بزنید)(شما داستان را برایشان تعریف می کنید.آن ها به شما می گویند که می توانید به وسیله مردی به نام Chel از شهر خارج شوید.شما لباس مردم آتلانتیس را پوشیده و سر و وضع خود را درست کرده و به شهر بر می گردید.

شما به شهر بر می گردید.حال همه به شما لرد Cosmo می گویند.به همین دلیل بود که خدایان با شما کاری ندارند.(مجسمه های خدایان).حال داخل ساختمان بزرگ روید.با شهردار صحبت کنید.شما باید یک یک دستگاه پیدا کنید تا بتوانید صفحه ای که در پشت مجسمه زانات(مجسمه روبرو به خانه بزرگ در پشتش)را روشن کنید.این دستگاه در خانه شهردار است(در دست چپ خانه بزرگ)داخل آن شده و دستگاه را در یکی از سوراخ ها پیدا کنید.حال آن را در گودال بزرگ پشت مجسمه روبرو به خانه بزرگ امتحان کنید.کلاه خود را بگذارید و بازی را انجام دهید.شما باید با منجنیق خانه دشمن را نابود کنید و اگر پیروز شوید شهر را از آتش Cosmo به طور موقت نجات دادید.

حال بازی دمو می شود و همه مردم شما را خدای زندگی خطاب می کنندو ستاره ای روی پیشانی شما می چسبانند.

4.در جستجوی Chel

جال شما به همراه میراندا(زنی که انسان اولیه بود)به جستجوی Chel می روید.در راه زنی را می بینید که توسط گارد ها اسیر شده است.

حال به طرف گارد ها روید.با آن ها صحبت کنید.آن ها فکر می کنند که شما Cosmo هستید و از شما اطاعت کرده و زن را آزاد می کنند.زن هم چون فکر می کند که شما کازمو هستید از دستتان فرار می کند.

حال در راهی که مقابلتان قرار دارد روید و چیز کلید مانند که 3 شاخه دارد و روی زمین است را بردارید.حال ادامه راه بن بست است.به عقب بر گردید و از ره دیگر روید در این راه:

شما به یک درخت می رسید. که بر رویش یک سوراخ است و باید درخت را باز کنید.

برای این کار باید یک تکه چوب کوچک در یکی از راه هاست(در انتهای آن) پیدا کنی و با کلید 3 شاخه(چوب سه شاخه کلیدی مانند)یکی کنی(بچسبانی)

حال بو ویسله آن قفل درخت را باز کنید و داخل شوید.حال روی زمین یک در بزرگ است که شما قدرت باز کردن آن را ندارید.پس باید یک سیستم مکانیکی برای بلند کردنش درست کنید!!!

شما باید یک طناب(بسته شده به یک تنه درخت) و دو قرقره به رنگ بنفش و قرمز پیدا کنید و یک قرقره را به گیره بالا سر دری که روی زمین است بسته و یک گیره را به دسته در.آن وقت از طناب استفاده کنید.

حال داخل شوید.حال به یک مکان سر سبز می رسید.

مستقیم روید.بعد دست راست...

شما با Chel ملاقات می کنید(در لباس یک گارد).

با او صحبت کنید.او به شما می گوید که دختری که شما در آن زمان از دست گارد ها نجات دادین نامش Lani است و دستگیر شده است.

وارد ساختمانی که لانی را زندانی کرده اند شوید.دکمه آبی روی در را زده تا در باز شود.روی صفحه سبز کلیک کنید(روی صندلی بنشینید و این کار را کنید)(با کلاه) تا بازی شروع شود.بازی را ببرید.حال صندلی شما نزد لانی می رود.با او صحبت کنید و او را به بیرون ببرید.

حال شب شده و لانی مریض است.میراندا به دنیال دارو می رود.شما به پایین خانه روید.حال در آن جا بگردید به دنبال یک نردبان روی دیوار سنگی.حال از آن بالا روید تا به یک سنگ بلند که دورش ابر است رسید.به آن نگاه کنید و روی آن کلیک کنید.

حال به خانه برگردید و با Chel صحبت کنید.میراندا بازی می گردد.

5.سفر به مقر خدایان

حال صبح شده و شما باید از این جا در روید و وارد کشتی هواپیمایی شوید تا نزد خدایان روید.شما باید از نگهبان اول رد شوید(وقتی رویش را برگرداند و دور شد).قبل از این کار سنگ های روی زمین کنار مجسمه سنگی انا را بردارید.سپس وارد خانه ای که پنجره های شیار دارد شوید.حال از داخل شیار ها سنگ پرت کنید(در مکان مشخص شده Cursor ماوس فلش بنفش می زند)

حال سری از خانه بیرون آیید و به دست چپ و سپس مستقیم روید.حال یک بار دیگر جلو روید.چند بار به دست پچ روید تا دیگر راهی نداشته باشید.حال چوب روی زمین را بردارید.چند بار به سمت راست برگدید تا دریگ به سمت راست راهی نداشت بشاید.حال جلو روید تا به پشت سرباز برسید.با چوب به سر او زده و سری به عقب برگردید.چند بار دست چپ روید و سپس جلو روید و وارد در شوید.حال به جلو روید.دست راست روید(جایی که کارگر ها از یک ساختمان به ساختمان دیگری می روند)حال مستقیم روید.دست راست در انتها یک صفحه سبز است.کلاه را روی آن امتحان کنید و بازی را شروع کیند.بازی را ببرید تا در باز شود.

حال داخل شوید.جعبه را بردارید.از خانه بیرون روید.و داخل آن یکی خانه شوید و جعبه را روی زمین گذاشته و داخل آن شوید(بازیکن شما باید حمل جعبه توسط کارگر ها را ببیند تا این موضوع را بفهمد)

حال شما در داخل سفینه هستید.از جعبه بیرون آیید.

حال گارد ها را رد کیندباید برا شناخته نشدن کیسه آرد را که در آن گوشه است بردارید.(مثلا یک گارد را که در جای خود مانده باید با نخود حواسش را پرت کنی.نخود در کنار مردی است که خم شده و دارد شعله درست میکند است در یک چیز جعبه مانند)حال آخرین نگهبان مانده.به طرف روشنایی روید بعد سری برگردید و جایی که نگهبان آخر ایستاده روید.وارد سالن شوید و تا انتها روید.یک دستگاه شماره کذار در کنار شما است.این رمز ها را در آن وارد کنید:

رمز 4411 است.

حال وارد دستگاه شوید.دکمه ای را زنید(دست چپ بالایی)حال شما به مکان خدایان سفر کرده اید.

6.مقر خدایان

وارد شوید.حال در آنجا خانه لرد Cosmo را پیدا کنید(دری با پارچه سبز تیره)داخل شوید و با او صحبت کنید.یک طناب یا کش از روی تخت(مبل) وی(در بیرون از اتاقش)بردارید.حال Cosmo را بسته و لباسهایش را به تن کنید.بعد از این که با او صحبت ها تمام شد باید به سالن ملاقات رفته و با خدایان صحبت کنید.

بعد از صحبت با همه خدایان از آن ها چاقویی را گرفته که مربوط به دستگاه آتش بار Cosmo است.

حال شما باید کار های زیر را انجام دهید:

به تمامی جاهایی که در ماشینی که شما را اینجا آورده روید.غیر از یکی که کلید آبی پر رنگ است که قفل است.حال شما باید کلید های سمت چپ بالایی و مست راست و سطی و سمت چپی پایینی را زده تا کلید آبی پر رنگ کار کند.حال کلید آبی پر رنگ را زنید.وارد اتاق کنترل آتش دان کازمو شوید.چاقو را در سوراخ مرکز صفحه دستگاه فرو کنید.حال بازی ای که برای صفحه سبز است انجام دهید(بازی بدین صورت است که شما نباید به دیوار یا خودتان یا دشمن بر خورد کنید تا زمانی که او این کار را کند در حقیقت یک جور بازی Snake)

بعد کرسیتال در بالای دستگاه را بردارید.

حال به پیش خدایان برگشته و با همه صحبت کنید.شما باید 5 دیسک متغلق به خدایان را بردارید تا بتوانید زانانت را ملاقات کنید.زیرا انا اجزاه ملاقات هیچکس را با زانات نمیدهد.

دیسک اول را از اتاق کاما بردارید.در دستشویی(در کنار استخر)دیسک دوم در کنار جایی  است که ساما در آنجا در خانه اش ایستاده است.

دیسک های دیگر را باید با انجام بازی ها صفحه قرمز به دست آورید.به خانه کاما روید.در آن جا روی سر مجسمه زانا که در کنار تخت خوابش است کلیک کنید.حال صفحه سبز ظاهر می شود.بازی را انجام دهید(بازی به ای شکل است که شما باید روی کفه سمت چپ از بزرگ به کوچک سنگ های زرد را بچینید و برای هر خدا سخت تر میشود)

با بردن بازی دیسک سوم مال شما است.حال به خانه کازمو روید.یکی از کتابخانه های موجود در سالن بزرگ اتاقش دارای کتابی است که با کشیدن آن دستگاه صفحه سبز نمایان می شود.حال بازی را انجام دهید.

حال به جایی که انا زندگی می کند روید.با او حرف زنید.سعی کنید در اتاقش بگیردید.او این اجازه را به شما نمی دهد.حال به مکانی که در آن جا سالن همایش(جایی که در ابتدا با دیگر خدایان جمع شدید) است روید.رد کنار در ورودی یک راه باریکه وجود دارد که انتهای آن به یک مکان تریک ختم می شود که در آن جا یک لباس خدمتکار وجو دارد آن را بپوشید.حال وارد خانه ساما شوید و بر کلیدی دکمه مانند که در اتاقش در کنار آینه است را فشار دهید تا صفحه سبز آدی. بازی را انجام دهید.حال  پنج دیسک را گیر آوردید.در گوشه اتاق ساما در کنار استخر یک تکه شکسته از یک کوزه وجود دارد آن را بردارید.سپس به اتاق انا روید و در گوشه اتقش یک کوزه است.تکه شکسته را وارد آن کنید.بازی را انجام دهید.حال یک در در کنار دست شما باز می شود.داخل شوید.حال روی صندلی در آنجا بنشینید.حال روح زانات را در صفحه تلویزیونی می بینید.با او حرف زنید(یک گفتار طولانی...)

حال وارد سالن همایش شوید.به انتهای راهرو روید و به مجسمه ای که در انتهای راهرو است برسید.در داخل جشم او الماسی را که از آتشدان کازمو در آورده اید را در فرو کنید.یک در باز می شود.داخل شوید.حال در انتها بازی را انجام دهید.اگر این کار را کنید کپی های خدایان نابود می شود.(موقت تا ساخت کپی بعدی)حال پیش زانات روید.او به شما پیشنهاد یک مسابقه می دهد.وارد صفحه ای که او با شما صحبت می کند شوید.(شما در نقش یک روح به گذشته آمده اید تا همه جیز را تغییر دهید.این به عنوان یک بازی مطرح شده که اگر شما ببازید باید قدرت خدای زندگی را به زانا دهید اما اگر ببرید همه جیز تغیرر می کند و دیگر خدایان  زانات و انا و... در آینده وجود ندارند.)

7.مسابقه زانات

حال در صفحه ای پر از ستاره که روبرو ی شما است  ستاره زرد در بالای صفحه وسط و ستاره آبی در پایین صفحه قرار دهید تا برقی که دور شما را فرا گرفته نابود شود.(با دو بار کلیک روی صفحه ستاره ای ستاره شما به رنگ آبی در می آید)

حال به جلو روید و روی کمدی که رویش اسباب بازی از یک کشتی است نگاه کنید و روی آن چند بار کلیک کنید.وارد راهرو سمت راست شوید.حال مادر زانات و انا را میبیند به همراه پدرشان.بر روی آن  ها چندبار کلیک کنید تا متوجه شما شوند.

حال به بیرون روید و وارد راهرو دست جپ شوید.آ ن جا اتاق انا است(شما در گذشته هستید و این انا جوان است که در اتاق است و در فکر قدرت)

شما باید نامه ای که در گوشه اتاق انا روی کمد است را با فوت روی زمین انداخته سپس به بیرون اتاق حرکت دهید.حال از اتاق وی خارج شوید.روی کمد را نگاه کنید.یک وسیله که رویش  چند سکه با نخ بسته شده را می بینید.آن را تکان دهید.سیتا مادر زانات ب هآن طرف می آید و نامه را می بیند و متوجه قضسه می شود.زانات به همراه انا می خواهند Relic را گرفته و صاحب قدرت شوند.حال بر روی کشتی ای که آن طرف کمد است کلیک کنید.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 15 خرداد 1384
نظرات()   
   
سه شنبه 2 فروردین 1384  11:03 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: ami

با سلام. عید بر همه مردم ایران زمین مبارک باد.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 26 مرداد 1385
نظرات()   
   
آخرین پست ها